پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته روانشناسی و علوم تربیتی

دانشگاه آزاد اسلامي

واحد علوم تحقيقات کرمانشاه

پایان نامه کارشناسی ارشد رشته روانشناسي (M.A)

گرايش بالینی

عنوان:

ارتباط بین اضطراب و افسردگی با تعارضات زناشویی در مراجعین به مراکز مشاوره و مددكاري ناجا در شهر کرمانشاه

استاد راهنما:

دکتر کیوان کاکابرایی 

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده درج نمی گردد

تکه هایی از متن به عنوان نمونه :

فهرست مطالب:

چکیده 1

فصل یکم: مقدمه پژوهش

1-1 مقدمه. 3

1-2 اظهار مسأله. 6

1-3 اهمیت و ضرورت پژوهش… 8

1-4 اهداف پژوهش… 11

1-4-1 هدف اصلی.. 11

1-4-2 اهداف فرعی.. 11

1-5 سؤالات پژوهش… 11

1-6 تعاریف اصطلاحات ومفاهیم. 12

1-6-1 تعاریف نظری.. 12

1-6-2 تعاریف عملیاتی.. 13

فصل دوم: پیشینه پژوهش

2-1 پیش درآمد. 15

2-2 اضطراب.. 15

2-2-1 ماهیت اختلال های اضطرابی.. 16

2-2-2 اختلال وحشتزدگی.. 17

2-2-3 آگورافوبی.. 17

2-2-3-1 فوبی خاص… 18

2-2-3-2 فوبی اجتماعی.. 18

2-2-4 اختلال اضطراب فراگیر. 18

2-2-5 اختلال وسواس فکری-عملی.. 19

2-2-6 اختلال استرس حاد و استرس پس از آسیب.. 20

2-2-7 نظریه های روانشناختی در مورد اضطراب.. 21

2-2-7-1 نظریه های روان پویایی.. 21

2-2-7-2 نظریه رفتاری.. 22

2-2-7-3 نظریه فیزیولوژیک… 22

2-2-7-4 نظریه پدیدار شناختی و وجودی.. 23

2-3 افسردگی.. 23

2-3-1 افسردگی چیست.. 26

2-3-2 حالات افسردگی.. 27

2-3-3 تاریخچه افسردگی.. 28

2-3-4 طبقه بندی افسردگی.. 28

2-3-4-1 اختلال های خلقی یک قطبی.. 28

2-3-4-2 اختلال افسردگی اساسی.. 29

2-3-4-3 اختلال افسرده خویی(دیس تایمی) 29

2-3-4-4 اختلال خلق ادواری.. 29

2-3-4-5 اختلال دوقطبی.. 30

2-3-5 شیوع افسردگی.. 32

2-3-6 افسردگی درون زاد پیش روی افسردگی واکنشی.. 33

2-3-7 افسردگی فصلی.. 33

2-3-8 تشخیص افتراقی برای افسردگی.. 34

2-3-9 مقصود از افسردگی حاد یا گذرا چیست.. 35

2-3-10 حملات افسردگی.. 36

2-3-11 ملاک های تشخیص برای انواع افسردگی.. 37

2-3-12 دیدگاههای موجود در مورد افسردگی.. 41

2-3-12-1 دیدگاه زیست شناختی.. 41

2-3-12-2 دیدگاه روان پویشی.. 41

2-3-12-3 دیدگاه رفتاری.. 42

2-3-12-4 دیدگاه شناختی.. 43

2-4 تعارضات زناشویی.. 45

2-4-1 ابعاد تعارض… 49

2-4-2 تعارضات خانوادگی چرا؟. 50

2-4-3 مفهوم تعارض… 51

2-4-4 تعاریف تخصصی متعددی از تعارض… 52

2-4-5 تعارض زناشویی از نظر وایل. 52

2-4-6 دیدگاههای تعارض… 52

2-4-6-1 دیدگاه سنتی.. 53

2-4-6-2 دیدگاه روابط انسانی.. 53

2-4-6-3 دیدگاه تعاملی.. 53

2-4-7 عقاید مثبت ومنفی نسبت به تعارض ازنظر ویلموت وهاکر. 53

2-4-8 هشت کارکرد مثبت تعارض از نظر ترنر. 54

2-4-9 عوامل تعارض… 54

2-4-10 زمینه های تعارضات زناشویی.. 55

2-4-11 مراحل تشدید تعارض زناشویی.. 56

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

2-5 الگوهای ارتباطی.. 57

2-6تجزیه وتحلیل تعارض… 58

2-7 روش های حل تعارض 58

2-8 سبک ها و استراتژی های حل تعارض… 59

2-9 چهار سوال اساسی در حل تعارضات.. 60

2-10تأثیر اضطراب بر روابط و تعارضات زناشویی.. 62

2-11 پیشینه پژوهش. 65

2-11-1 پژوهش های داخلی.. 65

2-11-2 پژوهش های خارجی.. 71

فصل سوم: روش پژوهش

3-1 پیش درآمد. 76

3-2 روش پژوهش… 76

3-3 معرفی متغیرها 76

3-4 جامعه آماری.. 76

3-5 جامعه نمونه و روش نمونه گیری.. 76

3- 6 ابزار پژوهش… 77

3-7 شیوه اجرا 79

3-8 روش تجزیه وتحلیل داده ها 79

فصل چهارم: یافته های پژوهش

4-1 پیش درآمد. 81

4-2 آمار توصیفی.. 81

4-3 جداول ونمودارها 82

4-3-1 جداول ونمودارهای فراوانی جمعیت شناختی پاسخ دهندگان به پرسشنامه. 82

4-4 آماراستنباطی.. 86

4-5 روش آزمون سؤالات پژوهش … 86

4-6 تجزیه وتحلیل سؤالات پژوهش… 87

4-7 اختصار تجزیه وتحلیل ها و آزمون، به تفکیک هر سؤال. 87

4-7-1 آزمون سؤال اول. 87

4-7-2 آزمون سؤال دوم. 89

4-7-3 آزمون سؤال سوم. 91

فصل پنجم:  بحث و نتیجه گیری

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را در شماره بندی انتهای صفحه بخوانید              

5-1 پیش درآمد. 93

5-2 مطالعه سؤال ها 93

5-3 مقایسه نتایج سؤالات باپژوهش های قبلی.. 95

5-4 نتیجه گیری از نظر نگارنده 96

5-5 محدوديت‌هاي پژوهش… 96

5-6 پيشنهادهاي پژوهشي.. 97

5-6 پيشنهادهاي كاربردي.. 97

منابع و ماخذ . 98

پيوست‌ها 104
فهرست جداول

جدول (2-1): فهرست نشانه های بالینی افسردگی.. 31

جدول (2-2): ملاک تشخیصیDSM-IV-IR برای دوره افسردگی.. 37

جدول (2-3): ملاک تشخیصیDSM-IV-IR برای دوره مانی 39

جدول (2-4): تفاوت های بالینی میان افسردگی وشیدایی.. 40

جدول (2-5): خطاهای شناختی بک… 44

جدول (3-1): درجات وسطوح افسردگی در پرسشنامه افسردگی بک… 78

جدول (4-1): جنسیت پاسخ گویان. 82

جدول (4-2): وضعیت تأهل پاسخ گویان. 82

جدول (4-3): سن پاسخ گویان. 83

جدول (4-4): تحصیلات پاسخ گویان. 83

جدول (4-5): فراوانی متغیرهای افسردگی،اضطراب وتعارضات زناشویی 84

جدول (4-6): ضریب همبستگی وسطح معنی داری وتعداد داده ها بین دو متغیر اضطراب وتعارضات.. 88

جدول (4-7): ضریب همبستگی ، ضریب تعیین و میزانT وسطح معنی داری اضطراب وتعارضات.. 89

جدول (4-8): ضریب همبستگی وسطح معنی داری وتعداد داده ها بین دو متغیر افسردگی وتعارضات.. 90

جدول (4-9): ضریب همبستگی ، ضریب تعیین و میزانT وسطح معنی داری افسردگی وتعارضات.. 90

جدول (4-10): رگرسیون جهت پیش بینی تعارضات زناشویی براساس افسردگی و اضطراب.. 91

جدول (4-11):ضرایب رگرسیون مرتبط با پیش بینی تعارضات زناشویی براساس افسردگی و اضطراب….. 91
فهرست نمودارها

نمودار (4-1): نمودار منحنی طبیعی.. 8

 

چکیده
خانواده ، کانون مهر ، محبت و تربیت ومبنای شکل گیری زندگی اجتماعی می باشد. وبنیادی ترین و اصلی ترین شکل و جزء اجتماعی می باشد. جامعه سالم در گرو سلامت خانواده و تحقق سلامت آن مشروط به برخورداری اعضای آن از سلامت روانی می باشد و هر جامعه ای برای تداوم و بقای خود نیاز به حفظ و بسط ارزش های خود در قالب خانواده دارد. هدف از انجام  پژوهش حاضر مطالعه ارتباط بین اضطراب و افسردگی با تعارضات زناشویی در مراجعین به مراکز مشاوره و مددكاري ناجا در شهر کرمانشاه می باشد. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه افرادیست که در سال 1393 برای مطالعه و رفع تعارضات زناشویی واختلافات خانوادگی خود به دوایر مشاوره ومددکاری نیروی انتظامی درسطح شهر کرمانشاه مراجعه کرده بودند. از میان آنها تعداد 100 نفر به روش نمونه گیری تصادفی ودر دسترس انتخاب شده اند. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه اضطراب کتل، مقیاس افسردگی بک و پرسشنامه تعارضات زناشویی(MCQ) بهره گیری گردیده می باشد . طرح پژوهش از نوع همبستگی می باشد و برای تجزیه وتحلیل داده ها از شاخص های آماری ضریب همبستگی پیرسون ، تحلیل رگرسیون وآزمون T بهره گیری شده می باشد. نتایج تجزیه وتحلیل یافته ها نشان داد که بین اضطراب وافسردگی با تعارضات زناشویی همبستگی مثبت معنا داری هست(P≤0/01). و افسردگی واضطراب ،تعارضات زناشویی را پیش بینی می کنند. ازنتایج پژوهش می توان نتیجه گرفت که تعارضات زناشویی عامل افزایش افسردگی واضطراب در بین زوجین می باشد
مقدمه

خانواده ، کانون مهر ، محبت و تربیت ومبنای شکل­گیری زندگی اجتماعی انسانها می باشد . سنگ بنای خانواده با ازدواج گذاشته می­گردد. ازدواج در کنار تولد ومرگ ، یکی از سه حادثه مهم زندگی می باشد. تولد بدون اطلاع و اراده مولود اتفاق می افتد . مرگ هم تا حد زیادی خارج از کنترل افراد می باشد . اما ازدواج وتشکیل خانواده در این بین تنها حادثه ای می باشد که امکان انتخاب در آن هست . ازدواج را از دو جنبه اصلی آن یعنی کیفیت وپایداری مطالعه می کنند. کیفیت ازدواج ناظر بر چگونگی شکل گیری ارتباط زوجی می باشد و پایداری بیانگر حفظ ارتباط زوجی در گذر زمان می باشد . ازدواج حتی اگر با عالی ترین کیفیت شکل بگیرد نمی تواند تضمین کننده حفظ پایداری و سازگاری آن در گذر زمان باشد(بنی اسدی،1381).

آن چیز که در خانواده ویگانگی زن ومرد تأثیر بیشتری به عهده  دارد سازگاری زنا شویی می باشد . به همین دلیل مطالعه مسأله تعارضات زناشویی از جهات گوناگون چه ابعاد فردی وچه ابعاد اجتماعی امری مهم می باشد. در بعد فردی این مسأله مهم می باشد زیرا که اگر یک زوج در روابطشان با یگدیگر نتوانند به یک توافق نسبی و در نتیجه سازگاری دست یابند ، کارکردهای خانواده مختل می گردد و شاید تنها راه حل آن جدایی باشد که این راه حل نیز پیامد های منفی بسیاری برای هر یک از زوج ها و فرزندان آنها در پی  خواهد داشت . در بعد اجتماعی این مسأله اهمیتی ویژه دارد ، زیرا اگر خانواده که کوچکترین واحد اجتماعی می باشد دچار دگرگونی وآسیب گردد بر کل جامعه تأثیر می گذارد و سلامت جامعه را با مخاطره روبه رو می سازد(معین ، غیاثی و مسموعی ،1390).

هر جامعه ای برای  تداوم وبقای خود نیاز به حفظ و بسط ارزش های خود در قالب خانواده دارد . در این بین معضلات  خانواده وبه ویژه تعارض بین زن ومرد می تواند باعث ناسازگاری های در زندگی افراد گردد وبه اعضای خانواده آسیب برساند ، فرایند سازگاری ونا سازگاری زناشویی رامی توان خطی پیوسته ، طولانی ومدرج تصور نمود که هر نقطه از آن، منعکس کننده درجه خاصی از سازگاری می باشد . فضای عاطفی ، ارزش های اساسی و چگونگی ارتباط های حاکم در خانواده بر نحوه شکل گیری استوانه های شخصیتی اعضای آن تاثیر های ژرف وپایدار دارد. خانواده ضمن آنکه به عنوان یک نظام کنشی بسته از استقلال نسبی در برابر محیط پیرامونی برخوردار می باشد از ارتباط دایم و تاثیر پذیری متقابل با آن نیز بسر می برد. در دوران گذشته تشکیل یک خانواده نوبنیاد ، حلقه ای از دایره ارتباطی فراگیر ، یعنی خانواده گسترده به شمار می رفت، اما خانواده هسته ای امروز بر محور ارتباط زوج ها استوار گردیده می باشد و این زوج ها هستند که بایستی راهکارهای غلبه بر بحران را در فرآیند گفتگو و ارایه راهکارهای عملی بیابند(پیر مرادی،1379).

در نظر داشتن عدم تعارض بین افراد، زمینه را براي رشد وتوسعه جامعه فراهم می آورد(موسوي اشرفی ،1386). براي بهره گیري هرچه بهتر از جامعه سالم و با نشاط تر، آموزش به عنوان مؤثر ترین اهرم همواره از اهمیت خاصی برخوردار می باشد، البته بایستی اذغان نمود آموزش نمی تواند مشکل گشاي تمام نارسایی هاي جامعه باشد.  اما بدون تردید یکی از مهم ترین تدابیر و عوامل براي بهبود امور جامعه بشمار می رود. از طرف دیگر خانواده به عنوان بافت اصلی جامعه می تواند تأثیر اساسی را در پیشرفت کشور اعمال نماید.  رکن اساسی تمام جوامع را خانواده ها تشکیل می دهند.  بی شک این بافت با آفات و خطرهایی رو در رو می باشد، که براي حفظ و پایداري این کانون مهم بایستی راهکارهاي مهمی اندیشید.  یکی ازاین راهکارها کاهش تعارضات بین زن و شوهر در خانواده می باشد.

یکی از مهم ترین عواملی که بربقا ورشد خانواده تأثیر می گذارد ، روابط سالم وتفاهم بین اعضای آن بخصوص زن وشوهر می باشد . سازگاری زناشویی زیربنای عملکرد خوب خانوادگی ، رضایت بیشتر از زندگی وتسهیل تأثیر والدینی می گردد . از سوی دیگر وجود ناسازگاری وتعارضات زناشویی در روابط زن وشوهر علاوه بر ایجاد مشکل در موارد فوق ، باعث اشکال در روابط اجتماعی ، گرایش به انحرافات اجتماعی واخلاقی و افول ارزش های فرهنگی در بین زوج ها می گردد( محمدی؛ 1385، گاتمن ؛ 1993 ).

علی رغم تفاوت دیدگاه هایی که در مورد علت و فرآیندهاي یک ازدواج ناموفق اظهار می گردد، آموزش مهارت ها یکی از اجزاء اصلی رویکردهاي مختلف زوج درمانی می باشد و در هسته مرکزي آنها قرار دارد( فاورز[1]،2001). یکی ازجوانب بسیار مهم یک نظام زناشویی، رضایتی می باشد که همسران در ازدواج تجربه می کنند( تانیگوچی، فریمن، تایلر ومالکارن[2] ،2006). با بروز تعارض و کشمکش در روابط زناشویی رضایت زناشویی شدیداً کاهش می یابد و ادامه زندگی زناشویی را با خطر روبرو می سازد، به طوري که آمار نشان می دهد 61 % افرادي که طلاق گرفته اند اظهار داشته اند که “تعارضات ومشاجرات زیاد و طولانی عامل وقوع طلاق آنان بوده می باشد”(کلمنتس، استنلی و مارکمن [3] ،2004).

زندگی زناشویی مستلزم آزادسازي احساساتی می باشد که در کمترین روابط میان فردي در جامعه می توان نظیر آن رایافت. پر واضح می باشد که سعادت و سلامت خانواده به وجود ارتباطات سالم و بالنده بین زوجین بستگی دارد، و چنانچه  پایه و بنیاد خانواده از استحکام لازم برخوردار نباشد، پیامد چنین خانواده هایی وجود جوي منفی، فضایی بی روح و افرادي که ممکن می باشد دچار انواع مسائل جسمی، روانی و اجتماعی هستند می باشد(سالاس و کتزنبگر[4]،2004). طلاق به هر دلیل درست یا نادرست پیامدهایی براي فرد و جامعه بدنبال دارد. براي زن و مرد معضلات اقتصادي، روانی، عاطفی و اجتماعی ایجاد می کند و زوج هاي متارکه کرده را به انزواي موقت یا دایمی می کشاند (والچاك و برنز[5]، 1984 ؛ ترجمه طاهري، 1366).

در دنیاي لجام گسیخته کنونی که مادیات، همه چیز را تحت الشعاع قرار داده و عواطف انسانی، احساسات، و نوع دوستی به فراموشی سپرده شده، در دنیایی که فقر و تنگدستی، جنگ و خونریزي، فساد و تباهی هر روز، رو به افزایش می باشد، چیزي غیر از پشتوانه معنوي، مثبت اندیشی، امیدواري، تغییر و تحول درونی نمی تواند بشر را از این همه نابسامانی، از هم گسیختگی و از هم پاشیدگی هاي روانی نجات دهد(کویلیام[6]، 2003). به خصوص زوجین جامعه، که در نظر داشتن سلامت جسمانی و روانی آن ها بسیار مهم بوده و برخورداري از روحیه ي امیدوار، سرزنده و شاداب می تواند تاثیر بسزایی در نحوه ي کارکرد و فعالیت آن ها داشته و به نوبه خود موجبات شادي نسل بعد را فراهم کند و مهم تر از آن، با وجود تعارضات بین زن و شوهر آنان بایستی نگاه تلخ جامعه به خود را متحمل شوند که اغلب به همین دلیل، دچار سرخوردگی، یأس و ناامیدي می گردند.

درزندگی ماشینی امروزه استرس ، اضطراب وافسردگی وطبعات آنها تأثیر موثری در روابط  بین ما انسانها بخصوص زوجها دارد و تقریبا هیچکس نمی تواند از آن فراری داشته باشد. زوجها اغلب در زندگی روزمره مواجه با موقعیتهایی هستند که اضطراب زا بوده و روابط آنها را تحت تاثیر قرار می دهد. این اضطراب واسترسهای روزانه دارای دو منشاء اصلی هستند، یا از درون خانواده منشاء می گیرند و یا اینکه خارج از خانواده و از محیط بیرون به زوجها تحمیل می شوند. در ضمن واکنش افراد به این موارد  فوق العاده متغییر می باشد. اولاً هر موقعیتی که برای یک زوج حالت استرس زا و اضطرابی تلقی می گردد، ممکن می باشد برای زوج دیگری کاملاً عادی باشد. ثانیاً واکنش افراد نسبت در این موقیت ها  نیز متفاوت می باشد.

خیلی از زوجها به راحتی با اختلال های روانی  بزرگ برخورد کرده و آنرا حل می کنند و از طرف دیگر کم نیستند زوجهایی که در موارد کوچک واکنش بزرگ نشان می دهند. نکته مهم این می باشد که ممکن می باشد ارتباط عاطفی یک زوج کاملا خوب و عادی باشد اما بروز اختلال های روانی چه به صورت  داخلی و چه بیرونی ممکن می باشد بشدت روابط عاطفی یک زوج را تحت تاثیر قرار داده و آنرا بهم بزند. چهار منبع اصلی استرس واضطراب درخانواده ها عبارتند از: شغل، مسائل اقتصادی، مسائل زناشویی و والدین. این مهم می باشد که ما بدانیم موقعیتهای استرس زا چگونه زندگی ما را تحت تأثیر قرار می دهند. زیرا ممکن می باشد شما نتوانید از این موقعیت ها پرهیز کنید اما می توانید آنها را شناسایی و به طرز مناسبی اداره کنید. زوجها بایستی این فرصت را پیدا کنند که با شریک زندگی خود در مورد اینکه چه موقعیتهایی سبب اضطراب آنها می گردد، صحبت کنند.

لذا با در نظر داشتن اهمیت ونقش افسردگی واضطراب در تعارضات زناشویی و ازسویی با عنایت به نتایج پژوهش های مختلف در خصوص ناسازگاری های زناشویی ، لزوم توجه و مطالعه این متغییرها در جهت کاهش تعارضات ومشکلات ، وبهبود وافزایش رضایت در روابط زناشویی احساس می گردد.

 

***ممکن می باشد هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود اما در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل و با فرمت ورد موجود می باشد***

متن کامل را می توانید دانلود نمائید

زیرا فقط تکه هایی از متن پایان نامه در این صفحه درج شده (به گونه نمونه)

اما در فایل دانلودی متن کامل پایان نامه

 با فرمت ورد word که قابل ویرایش و کپی کردن می باشند

موجود می باشد

تعداد صفحه : 124

قیمت : چهارده هزار و هفتصد تومان